شک نکن ؛ دوستی نیرنگ نیست
شک نکن ؛ چهره بی آژنگ نیست
شک نکن؛قلب تو یک سنگ نیست
شک نکن ؛ این قفس ها تنگ نیست
شک نکن ؛ ملتی بی جنگ نیست
شک نکن ؛ جلوه، نام و ننگ نیست
شک نکن ؛ غصه بی آهنگ نیست
شک نکن ؛ مکث ،یک درنگ نیست
شک نکن ؛زندگی بی رنگ نیست
نوشته شده توسط بنده خدا در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ساعت 22:11 موضوع | لینک ثابت
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم

نوشته شده توسط بنده خدا در یکشنبه پانزدهم دی 1387 ساعت 14:8 موضوع | لینک ثابت
وقت می رود ز دستم ، یاری نما تو ما را
من جزوه را بخوانم ، یا این کتاب ها را ؟؟
کشتی شکستگانیم ، در بحر علم و دانش
آیا بود که دستی گیرد دو دست ما را
ده روز فرجه گویی،کم بود زود بگذشت
صد روز هم که باشد ، گویی کم است مارا
استاد با فضیلت ، شکرانه سبیلت
این ترم تفقدی کن ، شاگرد بینوا را
گر هم تفقدی نیست ، هر سو که شد نظر کن
کین فن تیز بینی، بیمه کند شما را
بر برگ هم کلاسی نیکو نگر که شاید
او بر تو عرضه دارد کل جواب ها را
سرکش مشو که استاد ، لج می کند به یک آن
استاد که در بر او صفر است نمره مارا

نوشته شده توسط بنده خدا در دوشنبه دوم دی 1387 ساعت 16:52 موضوع | لینک ثابت
يه سوال دارم ازتو
چرا دوستي رو ساده مي گيري ؟
چرا فقط با يه ساعت پرسيدن با لحن خوب به کسي اعتماد مي کني؟
چرا وقتي يکي مي گه امان از دوست بد يا رفيق ناباب ميخندي و مي گي برو بابا تقصير خودت اينا بهونه س.؟
ها؟

دوست ، واژه اي که به راحتي به هر کس اتلاق مي کنيم
آن قدر با ارزش است که خودمان هم نمي دانيم وگر نه صندوقچه اي مي خريديم و آن را تويش مي گذاشتيم و هزار سوراخ وسمبه قايمش مي کرديم. بعد يه آگهي مي داديم تو روزنامه جام جم که مردم بيان ازشون تست بگيريم تا يکي شون رو انتخاب کنيم ونشان دوستي را به گردنش بندازيم.
دوست مثل وصله لباس پس اونو همشکل انتخاب کن
(امام علي (ع))
نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ساعت 13:39 موضوع | لینک ثابت
فساد،مستی،جنون،شرارت،اعتیاد،جرم،خیانت چه واژگان زمختی سوار ترن زندگیمان شدند و چه زود از قسمت بار به واگن مسافران سرایت کردند و چه زود مبتلایشان شدیم.
کاش چمدان های بزرگ را برای سفرمان انتخاب نکرده بودیم وکیف دستی بر می داشتیم و با خود همراه می کردیم تا ماسک هایمان همراهمان بود شاید مبتلا نمی شدیم.
کاش سختی را می پذیرفتیم وپیاده می آمدیم این مسیر را .
آخر ما که می دانستیم و شنیده بودیم که :«بعد از هر سختی آسانی ست»
نوشته شده توسط بنده خدا در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 ساعت 17:51 موضوع | لینک ثابت
بعضی از آدم ها جلد زرکوب دارند . بعضی ضخیم و بعضی جلد نازک .
* بعضی از آدم ها با کاغذ کاهی چاپ می شوند و بعضی با کاغذ خارجی .
* بعضی از آدم ها ترجمه شده اند .
* بعضی از آدم ها تجدید چاپ می شوند و بعضی از آدم ها فتوکپی آدم های دیگرند .
* بعضی از آدم ها با حروف سیاه چاپ می شوند و بعضی از آدم ها صفحات رنگی دارند .
* بعضی از آدم ها تیتر دارند ٬ فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدم ها نوشته اند : حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است .
* بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند . بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند وبعضی از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند .
* بعضی از آدم ها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته می شوند .
* بعضی از آدم هافقط جدول و سرگرمی دارند و بعضی از آدم ها معلومات عمومی هستند .
* بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند و بعضی از آدم ها غلط چاپی دارند .
* از روی بعضی از آدم هاباید مشق نوشت و از روی بعضی از آدم ها باید جریمه نوشت .
* بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی از آدم ها را شاید بهتر باشد
نخوانده دور انداخت !!!
نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 11:20 موضوع | لینک ثابت
آنچه که در ادامه خواهید دید ، یک معمایی است که از دانشجویان دانشگاه استنفورد پرسیده شد و تنها 17% از دانشجویان توانستند پاسخ درست را بدهند . لازم به ذکر است که طبق آخرین رده بندی ارائه شده ( اکتبر 2005 ) ، دانشگاه استنفورد پنجمین دانشگاه برتر در جهان می باشد.
و اما معما ، ، ، آن چیست که :
از خدا بزرگتر است
از شیطان بد جنس تر
فقیر آن را دارد
ثروتمند به آن نیاز دارد
اگر آن را بخوری ، خواهی مرد
زیاد لازم نیست به مغز خودتون فشار بیارید ، اگه یه خورده با دید باز فکر کنید ، اونو پیدا خواهید کرد آنچه که در ادامه خواهید دید ، یک معمایی است که از دانشجویان دانشگاه استنفورد پرسیده شد و تنها 17% از دانشجویان توانستند پاسخ درست را بدهند . لازم به ذکر است که طبق آخرین رده بندی ارائه شده ( اکتبر 2005 ) ، دانشگاه استنفورد پنجمین دانشگاه برتر در جهان می باشد.
و اما معما ، ، ، آن چیست که :
از خدا بزرگتر است
از شیطان بد جنس تر
فقیر آن را دارد
ثروتمند به آن نیاز دارد
اگر آن را بخوری ، خواهی مرد
زیاد لازم نیست به مغز خودتون فشار بیارید ، اگه یه خورده با دید باز فکر کنید ، اونو پیدا خواهید کرد آنچه که در ادامه خواهید دید ، یک معمایی است که از دانشجویان دانشگاه استنفورد پرسیده شد و تنها 17% از دانشجویان توانستند پاسخ درست را بدهند . لازم به ذکر است که طبق آخرین رده بندی ارائه شده ( اکتبر 2005 ) ، دانشگاه استنفورد پنجمین دانشگاه برتر در جهان می باشد.
و اما معما ، ، ، آن چیست که :
از خدا بزرگتر است
از شیطان بد جنس تر
فقیر آن را دارد
ثروتمند به آن نیاز دارد
اگر آن را بخوری ، خواهی مرد
زیاد لازم نیست به مغز خودتون فشار بیارید ، اگه یه خورده با دید باز فکر کنید ، اونو پیدا خواهید کرد آنچه که در ادامه خواهید دید ، یک معمایی است که از دانشجویان دانشگاه استنفورد پرسیده شد و تنها 17% از دانشجویان توانستند پاسخ درست را بدهند . لازم به ذکر است که طبق آخرین رده بندی ارائه شده ( اکتبر 2005 ) ، دانشگاه استنفورد پنجمین دانشگاه برتر در جهان می باشد.
و اما معما ، ، ، آن چیست که :
از خدا بزرگتر است
از شیطان بد جنس تر
فقیر آن را دارد
ثروتمند به آن نیاز دارد
اگر آن را بخوری ، خواهی مرد
زیاد لازم نیست به مغز خودتون فشار بیارید ، اگه یه خورده با دید باز فکر کنید ، اونو پیدا خواهید کرد
برای دیدن جواب معما به آخر همین پست مراجعه کنید
هدف اصلی من از مطرح کردن معما این بود که خیلی وقتها تو زندگی ِ خودمون به بعضی مشکلات برخورد می کنیم و از اون مشکل یک غول می سازیم و هی به خودمون تلقین می کنیم که این عمراً قابل حل نیست . به نظر من زندگی خیلی هم سخت نیست . ( مولوی میگه : زندگانی شربت اندر شربت اندر شربت است )
نکته دیگه در مورد معماها این هست که لازم نیست حتما برای مقابله با اون به قول بچه ها کاملا مسلح باشیم ، باور کنید گاهی با دست خالی هم میشه از پسش بر بیایم .
شاید داستان تخم مرغ کریستف کلمب را شنیده باشید ولی گاهی تکرار لازم است .پس من دوباره اونو یادآوری می کنم .
یک روز کریستف کلمب به یک مهمانی دعوت شد . . . تعداد زیادی از افراد حاضر در مهمانی به کلمب گفتند که واقعا کاری که انجام دادی خیلی ساده بود
( کشف قاره آمریکا ) ، هر کسی که سوار بر کشتی می شد و همه دریاها را طی می کرد ، در نهایت اون قاره را کشف می کرد . کلمب برای اینکه به اونا جواب بده ، ازشون خواست تا یک تخم مرغ را از انتها به طور ایستاده بر روی میز قرار دهند ، خوب هر کسی هر چه تلاش می کرد باز تخم مرغ قِل می خورد و می افتاد . در نهایت همه گفتند که این کار شدنی نیست . بعد کلمب اومد یه خورده پوسته انتهایی تخم مرغ را شکاند و بعد از روی همون انتها تخم مرغ را به طور ایستاده قرار داد. بعد کلمب گفت : این ساده ترین کار در دنیا بود . هر کسی می توانست آنرا انجام دهد ، البته بعد از آنکه نشان داده شد که چگونه انجام می شود.
راستی در مورد اون معمایی که در ابتدا پرسیدم ، باید این نکته را اضاف کنم که بعد از کمی جستجو در اینترنت فهمیدم ، هرگز چنین پرسشی از دانشجویان استنفورد صورت نگرفته و اون عدد 17% در واقع یک شایعه اینترنتی بوده . حتی نوشته بودند که 80% یک کودکستان به آن جواب درست داده اند . البته با توجه به مشغله های فکری که ما آدم بزرگ ها برای خودمون درست می کنیم هیچ بعید نیست که اگه روزی اینکار را انجام دهند به همین اعداد دست پیدا کنند . به هر حال این مهم نیست که آیا آن پرسش صورت گرفته یا نه ، بلکه مهم درسهایی است که ما از آن یاد می گیریم یا مثلا در مورد سخنرانی کورت ونه کوت برای فارغ التحصیلان دانشگاه MIT در سال 1997 ، هر چند که این هم جزو شایعه های اینترنتی بود و خود ونه کوت گفت "من این حرف ها را نزده ام ولی دوست داشتم که از آن من بود" . واقعا این کوته بینی است که آدم درس های نهفته در این مطالب را کنار بگذارد و برود دنبال حواشی آن ، درست مثل این که عده ای می گویند اصحاب کهف 6 نفر بودند و با سگشان می شوند 7 نفر و یک عده دیگر میگویند آنها 7 نفر بودند و با سگشان می شوند 8 نفر .
-------------------------------------------------------------------------
هیچ چیز ، ، ، در واقع هیچ چیز از خدا بزرگتر نیست و از شیطان هم بدجنس تر نیست . فقیر هیچ چیز ندارد . ثروتمند هم به هیچ چیز نیاز ندارد و ما اگر هیچ چیز بخوریم ، سرانجام میمیریم
نوشته شده توسط بنده خدا در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 ساعت 15:31 موضوع | لینک ثابت
معما:
شخصی درون زندانی حبس شده است. اتاقی که این شخص در آن نگاهداری میشود دو در دارد که یکی به سمت چوبه دار راه دارد ولی دیگری به بیرون زندان راه دارد و منجر به آزادی زندانی میشود. هر یک از این درها یک نگهبان دارد که یکی از انها همیشه راست میگوید و دیگری همیشه دروغ و هر دو از اینکه کدام در به کجا راه دارد آگاهند. زندانی ما حق دارد تنها یک سوال از یکی از نگهبانها بپرسد و سپس یکی از درها را انتخاب کند. در ضمن نگهبانها فقط با “بلی” یا “خیر” پاسخ میدهند. او چطور می تواند با تنها یک سوال دری که به سوی آزادی باز میشود را پیدا کند؟!
قبل از اینک پاسخ را در انتهای صفحه ببینید کمی فکر کنید!
پاسخ:
فکرهاتون را کردید؟
ساده است (همیشه معما بعد از حل ساده است!). زندانی به سراغ یکی از نگبانها میرود و میپرسد:
“اگر من از نگهبان دیگر بپرسم که این در به سمت آزاد شدن باز میشود یا نه، او چه خواهد گفت؟”
اگر در مذکور، در ِ آزادی باشد، دوحالت پیش میاید:
1- یا نگبان راستگو بوده، که او با توجه به دروغگو بودن نگهبان دیگر (که پاسخ خواهد داد : خیر) جواب میدهد: “خیر”
2- اگر نگهبان دروغگو باشد، جواب نگهبان دیگر ( بلی ) را برعکس خواهد کرد و او هم خواهد گفت ” خیر”!
پس جواب “خیر” به معنای اینست که این در، به سمت بیرون زندان راه دارد! به همین ترتیب جواب “بلی” یعنی این در به چوبه دار ختم میشود.
ساده بود ، نه؟!
نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 ساعت 19:23 موضوع | لینک ثابت

همین الان رفت رشته کلام را برید و رفت
فقط یک حرف باقی گذاشت
تاسف
می دانی که را می گویم آنکه خانه اش سبز بود
رررفت . روحش شاد.
نوشته شده توسط بنده خدا در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 17:56 موضوع | لینک ثابت
سلام بالاخره منم کنکورم رو دادم واومدم رو کار
اگه بخواین بدونین چطور دادم باید بگم که بد نبود و یه ذره امید دارم ولی خوب خوبم نبود.
حالا اینا رو بی خیال تابستونو چی کار می کنی.
صفا.
حالا این جکا رو بخون تا بیشتر صفا کنی.
یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار .
به اصفهانی مییگن با کالسکه جمله بساز میگه این میوه ها کالس که !!!!!!!!!!!
فال حافظ، نیت کن!
…
…
…
…
به جهنم گر غمت پایان ندارد
به درک گر سرت سامان ندارد
بخندم من به این دنیای فانی
که ضایع تر از این امکان ندارد
حافظ می خواد بگه تو خوشبخت می شی، یه کم عصبانیه! منظوری نداره!
نوشته شده توسط بنده خدا در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 11:12 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY