تبليغاتX
Susa Web Tools
متفاوت
| | |


 
تاريخ : پنجشنبه 24 فروردین1391



ارسال توسط بنده خدا
 
تاريخ : یکشنبه 6 فروردین1391
ای خدای لحظه های بی کسی

ای که هر لحظه به دادم می رسی

غافلم از یاد تو این روزها

فاصله افتاده گویی قدر اقیانوس ها

بین من ،بین تمام تازگی های جهان

بین من بین تو در هفت آسمان

من زمینی گشته ام ، حالم خراب

سیر افکارم شده عین سراب

غرق در رویای پوچ خویشتن

بی خبر از حال و روز خویشتن

بین راه زندگی وامانده ام

ای خدا دیدی چه شد از قافله جا مانده ام.





ارسال توسط بنده خدا
 
تاريخ : دوشنبه 29 اسفند1390
سلام به دوستای خوبم. جاتون تو سفر خیلی خالی بود. حسابی یادتون کردم.

الهی با خاطری خسته از اغیار و به فضل تو امیدوار ، دست از غیر تو شسته و در انتظار رحمتت نشسته ام ؛ بدهی کریمی ؛ ندهی حکیمی ؛ بخوانی شاکرم ؛ برانی صابرم ؛ الهی احوالم چنان است که می دانی و اعمالم چنین است که می بینی ؛ نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز؛ یا ارحم الراحمین بهترین ها را در لحظه تحویل سال  ، برای دوستانم که از بهترین ها هستند مقدر فرما.

آمین

دوستدار شما: بنده خدا

سال نو همتون مبارک

یاعلی





ارسال توسط بنده خدا
 
تاريخ : یکشنبه 21 اسفند1390
سلام بروبچ گل.

اینم از سال نود که مثل برق و باد گذشت. زود گذشت ولی خوب گذشت.

دوباره آخر سال شد و وقت سفر راهیان . مام که طی یک حرکت انتحاری امسالم راهی می شیم.

جدیدا یه دست نوشته از یه شهید خوندم که کلی باهاش حال کردم. براتون تو ادامه مطلب می ذارم حتما بخونید.

خدایی از دستش ندید. حیفه به خدا.

ان شا ا... برای تبریک عید 29 در خدمتیم.

آممما، نکته اخلاقی:چارشنبه سوری خود سوزی نکنیداا یه فشفشه بگیرید  آروم بشینید تو خونه تی وی ببینید. آفرین به همتون.

مراقب خودتون باشید.

یاعلی ( رو ادامه مطلب کلیک کن ضرر نمی کنی)



ادامه مطلب...
ارسال توسط بنده خدا
من نام کسی نخوانده ام الا تو
با هیچ کسی نمانده ام الا تو
عید آمد و من خانه تکانی کردم
از دل همه را تکانده ام الا تو

دل بی تو درون سینه ام می گندد
غم از همه سو راه مرا می بندد
امسال بهار بی تو یعنی پاییز
تقویم به گور پدرش می خندد


شاعر : جلیل صفربیگی

 



ارسال توسط بنده خدا
 
تاريخ : پنجشنبه 27 بهمن1390
دل، این دل تنگ، زیر این چرخ کبود
یک عمر دهان جز به شکایت نگشود
آرامش تسبیح شما بر هم خورد
شرمنده ام ای درخت ای گل ای رود

-------------------------------------

شعر : میلاد عرفان پور



ارسال توسط بنده خدا
 
تاريخ : جمعه 21 بهمن1390



ارسال توسط بنده خدا
 
تاريخ : جمعه 14 بهمن1390
در مسیر زندگی بی هوا فقط مثال عابری که توی پارک راه می رود ، راه می رویم. توی راهمان اگر که بود صندلی کمی نگاه می کنیم . فکرمان سوی فعل نشستن است ،اشتباه می کنیم. می نشینیم ... راه را نگاه می کنیم.وقت میرود و باز ، کار اشتباه می کنیم.

چشمهایمان به عابران که میخورد بلند می شویم  ، راه می رویم.کارهای اشتباه می کنیم .کوچک و بزرگ... اشتباه های کرده را مدام ،تکرار می کنیم. لحظه ای به ذهنمان نمی رسد کی ؟کجای راه زندگی، کار را تمام می کنیم؟ انتهای پارک را همیشه دور می زنیم ، راه های رفته را بارها و بارها ،از کتاب زندگی ، ورق زده نگاه می کنیم.

توی پارک هم همیشه آسمان ؛ سهمی از دیدگان عابران نمی برد.چون فقط به راهمان نگاه می کنیم.

ما چه کار می کنیم؟!

عابران زندگی حواسمان کجاست؟ رو به رویمان خداست .

آسمان انتهای راه زندگی ماست .اندکی به آسمان  نگاه می کنیم؟؟؟



ارسال توسط بنده خدا
 
تاريخ : یکشنبه 9 بهمن1390
دنبال محال و ناکجاییم همه 
بدجور به اخم ، مبتلاییم همه 
آلزایمر رنج یادمان برد که ما 
انگیزه ی لبخند خداییم همه ...


ارسال توسط بنده خدا
 
تاريخ : پنجشنبه 6 بهمن1390
سلام به همه بروبچز با مرام که اومدن سر زدن به سایت تو این چن وقت که نبودم.

بالاخره امتحانات اینجانب بنده خدا هم به پایان رسید و بعد از مرگ تدریجی در فرجه و ایضا ایام الامتحان  با دلی مالامال از شعف فراغت و چشمی اشک بار از گذران داغان آزمون ها در خدمت دوستانیم. باشد که جبران کنیم.




ارسال توسط بنده خدا

ابزار رایگان وبلاگ